برخی از افراد از اصطلاح «فراگیری» برای تمام مراحل آموزش زبان مثل توانایی خواندن و نوشتن استفاده می‌کنند؛ اما بعضی دیگر از اصطلاح «یادگیری» حتی برای کسب دانش در خردسالان و کودکان بهره می‌گیرند. جالب است بدانید که یادگیری و فراگیری ۲ اصطلاحی هستند که تفاوتی اساسی با یکدیگر دارند.

 

به گزارش فانوس به نقل از  اعتمادآنلاین، به نقل از «utesinternationallounge»، کودکان زبان را از طریق فرایندی ناخودآگاه و طبیعی به دست می‌آورند و از قوانین دستوری زبان بی‌اطلاع‌اند. این اتفاق وقتی می‌افتد که آنها زبان اول خود را «فرا می‌گیرند». کودکان هرچه را که می‌شنوند تکرار می‌کنند و کم‌کم درباره چیزهایی که درست و غلط هستند اطلاعاتی به دست می‌آورند.

 

کودکان برای فراگیری زبان به یک منبع ارتباط طبیعی که معمولاً مادر، پدر یا سرپرست آنهاست احتیاج دارند. کودکانی که با چند زبان بزرگ می‌شوند این زبان‌ها را به طبیعی‌ترین روش ممکن فرا می‌گیرند. آنها هرچه را که می‌شنوند تکرار می‌کنند و زنجیره‌های صوتی را تا زمانی که معنا یابند (یعنی دیگران معنی حرف‌های آنان را درک کنند) مرتب تکرار می‌کنند و از این کلمات به صورت هدفمند در ارتباطات خود بهره می‌برند.

 

زبان

 

برخی از کارشناسان بین فراگیری زبان در خردسالان (که آن را فراگیری زبان اول می‌نامند) و یادگیری زبان دوم که می‌گویند «دیرتر» اتفاق می‌افتد و علاوه بر گفتار خواندن و نوشتن را نیز در بر می‌گیرد تفاوت قائل می‌شوند.

 

ما به فرزندان‌مان زبان اول را «یاد نمی‌دهیم»؛ ما زبان را از طریق ارتباط کلامی و غیرکلامی به آنها منتقل می‌کنیم. لازم نیست درباره تمام اشیایی که در اطراف‌مان است توضیح دهیم. نیازی نیست که به کودک‌مان نشان دهیم سیب چیست و بگوییم «این سیب است» یا «این لیوان است». ما به‌ سادگی صحبت می‌کنیم و فرزندان‌مان از طریق قرار گرفتن در معرض چیزی، کلمات و جملات را فرا می‌گیرند. ما باید با آنها صحبت کنیم و کودکان را درگیر مکالمات خود کنیم و بدین صورت آنها را تشویق کنیم که از زبان ما استفاده کنند.

 

کودک

 

از سوی دیگر یادگیری زبان نتیجه آموزش مستقیم دستور زبان است. یادگیری زبان فعالیتی نیست که متناسب خردسالان باشد، زیرا یادگیری با این پیش‌فرض انجام می‌شود که فرد دانش آگاهانه‌ای از زبان داشته باشد و بتواند درباره این دانش صحبت کند.

 

زبان‌آموزان معمولاً از دستور زبانی که در زبان اول فرا گرفته‌اند دانش اولیه‌ای دارند. آنها از تفاوت موجود در لحن، صدای کلمات و ترتیب کلمات آگاهی دارند و می‌دانند که کلمات می‌توانند چندین معنی‌ داشته باشند؛ پس این پیش‌زمینه را راجع به زبان دارند.

 

وقتی زبان جدیدی یاد می‌گیریم رویکردی استنباطی به اصطلاحات، واج‌شناسی، ساخت‌واژه و نحو زبان مقصد داریم و این اتفاق هنگامی روی می‌دهد که ما زبان جدید را در مدرسه یاد می‌گیریم و خواندن و نوشتن را می‌آموزیم. خواندن و نوشتن جزو مهارت‌هایی نیستند که بتوان به صورت شهودی آنها را یاد گرفت. ما برای یاد گرفتن این مهارت‌ها باید با حروف و ترکیب آنها آشنا شویم و از آنها برای انتقال افکار خود استفاده کنیم. ما می‌آموزیم که هر زبان قوانینی دارد و ممکن است واژگان بسته به متن معانی مختلفی داشته باشند. پس فراگیری زبان فرایندی ناخودآگاه و یادگیری آن فرایندی خودآگاه تلقی می‌شود.

مژده اصغرزاده