کودکان و نوجوانان ارزشها،باورها و طرز فکر خود یا همان  الگوههای ذهنی -رفتاری (شیوه های فکر و عمل کردن)   خور را از چند منبع مهم دریافت و سپس  درونی می کنند. خانواده،مدرسه، دوستان و رسانه ها  افکار و  باورهای کودکان و سپس نوجوانان را شکل می دهند و به مرور این باورها تبدیل به الگوهای ذهنی و رفتاری در کودک و نوجوان می شود. 

جدای از اینکه این الگوهای  ذهنی و رفتاری را  خوب یا بد و  مفید یا غیر مفید بدانیم، اینگونه شکل می گیرند. زمانی که کودک و نوجوان  از این چهار منبع (خانواده،  مدرسه، دوستان و رسانه ها ) پیامهایی هم جهت و همسو دریافت میکند، آسان و سریع  پیام را دریافت و درونی گرده و بر اساس آن عمل می کند و در رفتار و گفتار و انتخابهایش تناقض و تردیدی وجود ندارد. اما زمانی که بین این چهار منبع که فرد از آنها یاد میگیرد هماهنگی و هم جهتی نباشد باعث می شود که فرد دچار تردید  و شک و دودلی شود و نتواند انتخاب کند و همیشه در مورد باورها و عقاید و سپس انتخابهایش تردید دارد و کاملا به آنها باور مند نیست.

در جوامع گذشته کودک و نوجوان  در خانواده ای سنتی به دنیا می آمد و در شهر و روستایی که پرورش می یافت همه تقریبا همانند هم فکر می کردند و باورها و ارزشهای یکسانی داشتند.کودک همان باید و نباید را که از پدر و مادرش می شنید ، از بچه های شهر، روستا، محله، مردم، ملای مکتب، فامیل و همسایه می شنید و تصورش این بود که این باورها  و عقاید کاملا درست و همیشگی هستند.  

بر این اساس بقیه زندگیش را بر  اساس همان باورها و عقایدی که یاد گرفته بود ادامه می داد و خیلی دچار تنش های روحی و روانی نمیشد.زیرا دلیلی برای این تنش ها نبود و همه حوزه های زندگی او از قبل مشخص و راهها و روشهای پاسخگویی به موقعیت های زندگیش به صورت نسل به نسل منتقل شده و به او رسیده بود و او  بر همان اساس  زندگی و عمل می کرد.

اما مشکلی که امروز بیشتر کودکان و نوجوانان و حتی جوانان  با آن روبرو هستند تفاوت و تضاد در شیوه های تفکر و عمل است، الگوههای متفاوت فکری،ذهنی و رفتاری که از منابع مختلف به آنها ارائه می شود ! کودک و نوجوان از خانواده باید و نباید هایی می شنوند که ممکن است خلاف آن را در مدرسه و در جمع دوستان و حتی رسانه ها بشنود و قادر به تشخیص و انتخاب از بین این باید و نبایدها و بکن،نکن ها نشود. 

مشکل در تناقضی است که ذهن کودک و نوجوان را درگیر کرده است که کدامیک از اینها درست می گویند. باورهای خانواده را بپذیرم؟ حرفهای دوستانم درست است؟ معلمان حرف درست را به من میگویند؟ یا  شیوه های زندگی و باورهای که توسط رسانه ها و افراد مشهور ترویج می شود را بپذیرم؟

این نوع سوالها ذهن و فکر کودکان و نوجوانان را  بشدت درگیر می کند و احتمالا در نهایت به سمتی گرایش پیدا کند که جذابیت و محبوبیت بیشتری برایش داشته باشد. این منبع ممکن است در درجه اول خانواده باشد،مدرسه یا دوستان و رسانه ها.تا زمانی که این چهار منبع که اشاره شد مانند جوامع گذشته پیامهای همسو و هم جهت به کودکان و نوجوانان ارسال نکنند، تناقض و تضاد برای تصمیم گیری و انتخاب و عمل در ذهن کودکان و نوجوانان و حتی جوانان وجود خواهد داشت و آنها را به تردید در پذیرش ارزشها و هنجارهای مورد تایید هر کدام از این منابع چهار گانه دچار خواهد کرد.