*محمد روزبهانی،جامعه شناس
باور اساسی بسیاری از خانواده ها که فرزند دانش آموز دارند این است که راه موفقیت فرزند شان  تحصیل در مدارس تیزهوشان است.این نوع نگاه بیشتر  در بین  خانواده های متوسط  تحصیل کرده رواج دارد.حال سوال اساسی این است که آیا این باور، باور درستی است یا نه؟
در گذشته نه چندان دور (ده،بیست  یا سی سال قبل)  پاسخ به این سوال بسیار راحت و مشخص بود و همه بدون استثنا باور داشتند و در پاسخ می گفتند بله، راه موفقیت یک دانش آموز و آینده شغلی او وابسته به تحصیل در مدارس تیزهوشان و بعد تحصیل در یک دانشگاه دولتی درجه یک بود. این باور ناشی  از تجربه زیسته  همه کسانی بود که  در دهه های قبل به چشم خودشان دیده بودند که اگر فردی وارد دانشگاه شود و با  مدرک کاردانی یا کارشناسی فارغ التحصیل شود، از  گارانتی شغلی خوب برخوردار است و برای استخدام او بسیاری از سازمانها و ادارات و شرکتها حتی رقابت می کردند. در واقع آینده شغلی خوب و موفقیت هر فردی فقط یک شرط داشت، قبولی در دانشگاه!بعد از قبولی تمام مسائل پیش رو حل می شد.
این گذشته بر باورهای بسیاری از ما تاثیر گذاشته است.تصورمان از  آینده این است که آینده هم مانند گذشته و زمان حال است. خیلی ها باور دارند که اگر فرزندشان در مدرسه تیزهوشان و یا مدرسه خاصی درست بخواند و بعد وارد یک دانشگاه خوب شود همه مسائل آینده فرزندشان به راحتی حل و فصل خواهد شد و همانند تجربه گذشته خودشان، فرزندشان نیز می تواند یک شغل ضمانت شده خوب داشته باشد . بر اساس این باور بسیاری از خانواده ها فرزندانشان را میخواهند به مدارس تیزهوشان و خاص بفرستند تا قبول شدنشان در دانشگاههای خوب و رشته های درجه یک تضمین شود. اما متاسفانه  این باور ، باوری برای گذشته بود و به درد دنیای امروز و بخصوص آینده نمی خورد.
با یک مثال موضوع را بیشتر روشن میکنم، فرض کنید فرزند خانواده ای الان در دوره ابتدایی یا متوسط اول  در حال تحصیل است  و پدر و مادر این دانش آموز  بسیار تلاش می کند که فرزندشان در دوره اول  متوسط یا دوره دوم متوسطه  وارد مدرسه تیزهوشان شود. سه سال در دوره اول متوسطه، سه سال در دوره دوم متوسط تحصیل کند و در کنکور با رتبه خوب وارد دانشگاه درجه یک شود. چهار سال هم برای تحصیل در دوره لیسانس در نظر بگیریم میشود ۱۰ سال! اگر پسر باشد و مجبور به خدمت سربازی این زمان حداقل در حدود ۱۲ سال طول می کشد
یعنی یک خانواده برای حداقل  ۱۲ سال  و شاید   ۱۶ سال آینده فرزندشان در حال برنامه ریزی و سرمایه گذاری هستند.
سوالهای اساسی که این خانواده ها باید از خودشان بپرسند این است که  جهان و جامعه ما در ۱۶ سال آینده چگونه خواهد بود و چه تغییراتی خواهد داشت؟ چه شغلها و تخصصهایی در ۱۶ تا ۲۰ سال آینده به وجود می آیند و چه شغل ها و تخصص های از بین خواهند رفت؟آیا آینده همانند گذشته و امروز خواهد بود همانگونه که ما تجربه کردیم و باور داریم؟ آیا  ما بر اساس تجربه گذشته  خودمان ،برای فرزندامان چشم انداز تعریف می کنیم تا آنها را به آنجایی که خودمان درست و معقول میدانیم  و فکر میکنیم درست است هدایت کنیم؟

پاسخ به این سوالات خیلی سخت نیست.
آینده حتما به سرعت در حال تغییر و تحول است و مانند گذشته و امروز نیست. پس برای آینده از روشهای گذشته نمیتوان استفاده کرد و نمی توان آینده فرزندانمان را با همان روشی که خودمان در زندگی تجربه کرده ایم رقم بزنیم.
اگر فکر میکنیم که بیست سال آینده حتما همانند امروز خواهد بود کارمان تمام است !همان طور که می بینیم جامعه  امروز   نسبت به گذشته  دچار تغییرات بسیاری شده است.دنیای آینده دنیای مدرک و دانشگاه درجه یک و دو و شغل و کار همراه با گارانتی سی ساله و استخدام رسمی و دائمی نیست، دنیا آینده دنیای تغییر سریع است، در آینده مهارتها و تخصص  های  دانش  و فناوری محور است که حرف اول را می زند  و لزوما این مهارتها و تخصص ها در دانشگاه و بخصوص در دانشگاههای ما آموزش داده نمیشود .
 در گذشته چه در کشور ما و چه در سایر کشور ها مدارک خوب دانشگاهی عموما برای استخدام و شغل خوب و با ضمانت طولانی مدت کاربرد داشت، اما در آینده وضعیت کاملا برعکس  خواهد شد و مدرک دانشگاهی تاثیر چندانی در پیدا کردن شغل و استخدام نخواهد داشت همانگونه که امروز در کشورهای توسعه یافته میبینیم و تا حدودی در  کشور خودمان این وضعیت هست. کافیست یک آگهی استخدام منتشر شود و هزاران نفر با مدارک تحصیلی عالی از بهترین دانشگاههای خارجی و داخلی  از دکتری و کارشناسی ارشد صف ببندند!
به نظر می رسد کارشناسان،  سیاستگذاران حوزه آموزش و پرورش، خانواده ها و همه کسانی که تصورشان از آینده این است که، آینده تکرار گذشته است و برای موفقیت در آینده باید از راههای رفته شده استفاده کرد، یک خانه تکانی فکری داشته باشند.